Showing posts with label کمیســاریای عالی پناهندگان. Show all posts
Showing posts with label کمیســاریای عالی پناهندگان. Show all posts

Thursday, December 22, 2011

فروش پناهندگان در مالزی

این گزارش مربوط به نوامبر سال ۲۰۰۹ می‌باشد ، با توجه به اولتیماتوم ۶ ماهه دولت مالزی برای کارگارن غیر قانونی‌ که در تاریخ دهم ژانویه سال میلادی آتی به پایان می‌رسد لازم دیدم این گزارش را ترجمه و به اطلاع ایرانیان برسانم ، همینک هموطنان ما نیز در این کمپ‌ها حضور دارند و قربانی این اعمال قرار هستند و لازم به ذکر است انتظار میرود برخوردهای این چنینی که در ۶ ماه اخیر کاهش داشته در ماه ژانویه آتی به صورت گسترده توسط دولت اجرا شود . پس از پناهندگان می‌خواهم که جویای احوال هم بوده و کپی مدارک خود را همراه داشته باشند و در صورت بروز چنین مسائلی‌ حتما کمیساریای عالی‌ پناهندگان را در جریان بگذارند 


ایدن هرتلی از شواهد تکان دهنده‌ای پرده برداری می‌کند که نشان میدهد ، پناهندگان در مالزی توسط افسر‌های اداره مهاجرت مالزی به قاچاقچیان انسان در کشور تایلند فروخته میشوند . پناهنده گان ادعا میکنند که مورد بی‌ توجهی‌ قرار گرفته و به کار آنها رسیدگی نمی‌شود ، شواهد نشان میدهد که به صورت بسیار فجیع مورده شکنجه قرار میگیرند و در معرض زندان‌های طولانی مدت و بی‌دلیل قرار دارند ، برای بسیاری از آنها کمپ‌های مهاجرت تنها نقطه آغازی است به سوی قاچاقچیان انسان در تایلند .

مردان و زنان و کودکان به عنوان برده به قاچاقچیان فروخته میشوند 

دولت مالزی هیچ اهمیتی به حقوق پناهندگی و پناهجوی نمیدهد ، همچنین این کشور از امضای کنواسیون‌های بین‌المللی سرباز میزند . تنها حرکات یک جانبه حکومت نگران کننده نیست . در این گزارش , گزارشگر در یکی‌ از حملات شبانه به همراه تیم داوطلبان شرکت می‌کند و آنجا شاهد نفرت و برخورد نژادی مردم داوطلب حاضر در تیم هستیم

یک وکیل که در خدمت مهاجرین غیر قانونی‌ و پناهندگان است ، خاطرنشان می‌کند که اقبال عمومی‌ بر علیه اقدامات شدید حکومت در قبل خارجیان غیر قانونی‌ وجود ندارد . رنوکا میگوید کسانی‌ که مدارک قانونی‌ با خودشان حمل نمیکنند شش ضربه شلاق رووتن میخورند که زخمهایش بر بدن شخص تا آخر عمر میماند .

خارج از کوالالامپور بسیاری از پناهندگان از ترس در جنگل‌ها زندگی‌ میکنند تا از دسترس مأموران دور باشند . این مردم بخشی از ۲ میلیون کارگر غیر قانونی‌ مالزی را تشکیل میدهند که کارهایی را انجام میدهند که مالسیایی‌ها تمایلی برای انجام آن ندارند . یکی‌ از آنها ادعا می‌کند که به برده دارن تایلندی فروخته شده ولی‌ خوشبختانه دوستانی داشته که توانسته اند باج را بپردازند ، و ادعا می‌کند بسیاری دیگر به صورت برده فروخته شده و دیگر باز نگشته اند .

رحیمه از اشخاصی‌ است که از دست برده داران گریخته است ، رحیمه به همراه فرزندان کوچکش داستان چگونگی‌ دستگیریش را و چگونگی‌ فروخته شدن او و کودکانش را به مافیای تایلندی توضیح میدهد . بغض در گلوی او وقتی‌ می‌شکند که میگوید وقتی پسر کوچکش گریه میکرده اعضای باند بچه را خفه کرده‌اند . می‌گوید او و کودکانش به قاچاقچیان فروخته شده‌اند و شش ماه در یک کارخانه‌‌ کار میکرده اند تا موفق به فرار شده اند .

در جائی‌ دیگر ابو بشیر توضیح میدهد که همسرش و ۲ کودکش که دارای کارت پناهندگی بوده‌اند توسط مهاجرت مالزی دستگیر شده و به خلافکاران تایلندی فروخته شده‌اند ، این اتفاق در تاریخ ژولای دو هزار و نه افتاده است ، زن ابو در آخرین تماس تلفنی به ابو گفته است که در صورتی‌ که باج را نپردازد این آخرین تماس تلفنی او خواهد بود ، و این آخرین تماس بود چرا که ابو توانائی پرداخت ده هزار رینگیت را نداشته ( حدود ۳ هزار دلار )ا



لازم به ذکر است که سازمان ملل در مالزی هیچ کمکی‌ به پناهندگان جهت گذاران زندگی‌ نمیکند ، و پناهندگان ناچارند در بازار سیاه برای بقای خود کار کنند .



+18 .صحنه‌های تکان دهنده مربوط به تایلند

Saturday, December 17, 2011

تبعات حضور غیر قانونی‌ در مالزی


اخیرا یک قایق در آبهای اندونزی غرق شده است ، برای هر کسی‌ این سوال پیش میاید که با وجود این همه مرگ میر در آبهای اندونزی که هر ماه شاهد آن هستیم چرا عده کثیری هنوز این راه را آزمایش میکنند . در اینجا یکی از عوامل مطرح که باز به دست فراموشی سپرد میشود یادآوری می‌کنیم ، و آن دولت نژادی مالزی و برخورد آن با مهاجران غیر قانونی‌ و عدم قبول مسئولیت در قبال این افراد می‌باشد .
چندی پیش یکی‌ از آشنایان از فرط ناچاری دست به دزدی زده بود و از قضا گرفتار شد و بنا به قانون مالزی مدت ۲ ماه در زندان بود . مشکله عدیده ایشان این بود که داری هیچ گونه ویزا نبودند و در نتیجه پس از مدت محکومیت توسط اداره مخوف مهاجرت مالزی دستگیر شده و به کمپ لنگنگ فرستاده شد.

کمپ لنگنگ جای بسیار بسیار پرت و با شرایط وحشتناکی‌ از سوی گرفتار شدگان تصویر میشود ، عمده اشخاص نگون بخت گرفتار در آن را تازه‌های میانمار تشکیل میدهند ، توسط تماس‌های معدود و کوتاهی که شخص با ما داشته ، کاشف به عمل آماده حتا در این کمپ مرگ و میر وجود داشته است ، لینک .

بعد از دو ماه سازمان ملل از این فرد دیدن به عمل آورده و این شخص که مشمول یکی‌ از شرایط احراز پناهندگی است تقاضای پناهندگی داده ، خوشبختانه سرعت کار در کمپ بیشتر از بیرون است و در حالی‌ که سازمان وقت ۱ ساله و ۲ ساله برای مصاحبه اول صادر می‌کند ، درون کمپ بین ۲ ماه یا ۳ ماه ۲ مرتبه با این شخص مصاحبه داشته است .

به هر صورت مساله کمپ لنگنگ نشان میدهد که مالزی با خارجی‌‌ها در صور این چنینی‌‌ بسیار بسیار شدیدد و می‌تونم بگویم غیر انسانی‌ عمل می‌کند ، اگر چه از شرایط کمپ اطلاعات مستدل در دست نیست اما ما با حقیقت تلخ دولت یک جانبه و نژادی مالزی هر روز این بیرون در حال دست و پنجه نرم کردنیم .


امیدواریم که ناظران بین المللی گزارش مدون و قابل استنادی را از وضعیت حقوق بشر مالزی تهیه کنند ، شاید ابعاد ماجرا که  عیان گردد ، روزی عزم بین‌المللی به مشکلات نژادی در مالزی تخفیف ببخشد . و تبعات منفی‌ این مطلب کاهش پیدا کند

بیشتر بخوانید :

Saturday, May 7, 2011

پناهندگان ایرانی‌ در یونان و حقوق مفقوده


اگر دولت یونان حقوقی جهت پناهندگان دریافت میکند پس این پولها در کجاها خرج میشود و اگر دریافت نمیکند چرا علناً اعلام نمیدارد؟

امروز بعد از ظهر مورخۀ 6/5/2011 پناهندۀ ایرانی به نام مصطفی حیدری چهل و هشت ساله دارای دو فرزند که دو سال است مدارک قانونی اقامت (پاسپورت یونانی) گرفته و به دلیل بی توجهی مسئولان یونانی از دادن حداقل امکانات زندگی به پناهندهها، پس از بارها مراجعه به سازمانها و ارگانهای یونانی برای گرفتن حداقل حقوق پناهندگی، به ناچار در مقابل بی توجهی دولتمردان یونانی، قصد پرتاب خود از بالکن سازمان حمایت از پناهندگان مینماید .
در پایان پس از اینکه ایشان در حال گفتگو با مسئولین سازمان از روی بالکن بوده مامورین موفق به گرفتن ایشان گردیده و. او را 
به داخل ساختمان هدایت میکنند.

Monday, September 27, 2010

A Myanmar refugee in Malaysia


من اصالتا از کشور میانمار هستم.
در یک خانواده مسلمان متولد شدم اما 
مسیحیت را به عنوان ایمان خود برگزیده ام. 
از سن ۲۲ سالگی تا کنون که ۲۸ ساله میباشم,
بیش از ۶ سال منتظر کمکی از طرف کمیسیارای عالی پناهندگان سازمان ملل بوده ام. 
هم اکنون ما در یک مکان متروکه بدون آب و برق زندگی میکنیم. زیرا قادر به اجاره ی یک اتاق نیستیم.
زندگی اسفناکی در اینجا دارم. 
بسیار سعی کرده ام تا کاری پیدا کنم اما هیچ کارفرمایی من را با وضیعت پناهندگی استخدام نمیکند.
من و همسرم با گدایی در خیابانها پول بدست می آوریم. 
چاره ای جز این نداریم .
۴ ماه است که باردار میباشم. 
همسر من نیز بسیار تلاش کرده است تا کاری پیدا کند اما او نیز با وضیعت پناهندگی قادر به کار کردن نمیباشد. 
از طرف دیگر پلیس نیز همیشه از ما پول و باج میخواهد تا ما را دستگیر نکند.
من هیچ هوویتی ندارم، حتی در کشور خودم نیز دولت میانمار من را به عنوان تبعه میانمار قبول ندارد. 
آنها به من شناسنامه نمیدهند.
ما هیچ گونه حقوق انسانی، امنیت و آینده ای اینجا نداریم
به عنوان مثال اگر شخصی به ما حمله کند و از ما سرقت کند و ما بخواهیم از او به پلیس شکایت کنیم پلیس ما را بازداشت خواهد کرد نه شخص خاطی.
من فقط یک درخواست از کمیسیارای عالی پناهندگان سازمان ملل دارم که به من و خانواده ام کمک کنند تا یک تبعیت داشته باشیم. 
برای هر کسی حیاتیست که ملیتی داشته باشد. تمام بدبختیهای زندگی من به دلیل نداشتن کشور است